علامه مجاهد محمد صادقی تهرانی (س): «قرآن هرگز ظنی الدلاله نیست بلکه قطعی الدلاله است. فقط در معنای حروف مقطعه و نیز در عمومات و اطلاقات ضابطی ساکت بوده و بیان آن به معصومان (ع) واگذار شده است. بر مبنای آیاتی که قرآن، خود را «بیانٌ للناس»، «هدیً للناس»، «نور»، «نوراً مبیناً»، «برهان»، «بصائر»، «بلسانٍ عربیٍ مبین»، «بلاغٌ للناس» و ... دانسته است و نیز سخن امام صادق (ع) در مصباح الشریعة که «ان کتاب الله علی اربعة اشیاء، علی العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق، فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للاولیاء و الحقائق للانبیاء»، هرگز عبارات قرآنی نیازمند غیرقرآن برای تبیین نیست. گرچه حقایق قرآنی در انحصار معصومان (ع) است اما عبارات، اشارات و لطائف قرآنی برای سایر مکلفان با درجاتشان، با تدبر و دقت و کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های غیر مطلق، قابل دسترسی است. ضمناً موضوع متشابهات تنها منحصر در ذات، صفات و افعال خدای متعال است که معنای آن هم با ارجاع به آیات محکمات روشن می‌شود.»

منبع:مرکز مطالعات فقه قرآنی. چشمه تشنگان، صص 59 و 60. قم، 1392.


اگر درباره این علوم (علوم حوزوی) دقت به خرج دهى خواهى دید که طورى تنظیم شده که پیدا است گویى هیچ احتیاجى به قرآن ندارد، حتى ممکن است یک محصل همه آن علوم را فرا بگیرد متخصص در صرف و نحو بیان و لغت و حدیث و رجال و درایه و فقه و اصول بشود، و همه این درس‌ها را تا آخر بخواند و قهرمان این علوم نیز گردد، و حتى به پایه اجتهاد نیز برسد، ولى قرآن را آنطور که باید نتواند قرائت کند، و یا به عبارتى اصلاً دست به هیچ قرآنى نزده باشد.

منبع:
طباطبائى، محمد حسین. المیزان فى تفسیر القرآن، ج 5، ص 276.